مرتضى مطهرى
990
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مفهوم اعم است از مشرك و اهل كتاب و حتى اعم از هر دوى اينها هم هست يعنى شامل شقّ سومى هم مىشود كه نه مشرك باشد و نه اهل كتاب . آن آيه مؤيّد عرض ماست . معنى منافق و اما مىآييم سراغ كلمهء نفاق . ما گروه ديگرى در قرآن داريم كه قرآن اينها را گروه منافق مىنامد . منافقين كسانى هستند كه در باطن و در روش اصلى زندگى كافر به اللَّه و اليوم الاخِر و كافر به النبى و الرسول و كافر به وحى هستند اما در ظاهر خودشان را به اينها مىچسبانند . در سيزده سوره - و شايد بيشتر « 1 » - از سورههاى قرآن مسئلهء منافقين مطرح شده و قرآن خيلى هم با لحن شديدى منافقين را مطرح كرده است . از جمله در اول سورهء بقره است كه در واقع در آنجا مردم را بعد از آمدن قرآن سه دسته مىكند : گروه مؤمنين يعنى متقينى كه ايمان به غيب مىآورند وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ . . . « 2 » و گروه ديگر گروه كافرها كه إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ « 3 » . سه چهار آيه مؤمنين را و دو آيه هم كافرها را ذكر مىكند ، بعد بيش از سه چهار آيه دربارهء منافقين بحث مىكند : وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ . يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ « 4 » . بنابراين از نظر گروههاى تاريخى ، در قرآن مردم تقسيم مىشوند به مؤمن ، مشرك « 5 » ، اهل كتاب و منافقين . آنوقت ممكن است كسى بخواهد كه از نظر گروه بنديهاى تاريخى حساب كند ببيند كه آيا اينها از جنبهء مادّيت تاريخ قابل توجيه هستند يا نه . مىبيند قابل توجيه نيستند زيرا مشركِ در اصطلاح قرآن معنايش لزوماً دوخدايى و دوقطبى بودنِ فكر نيست ، بلكه طولى بودن معبودهاست ، يعنى رب داشتن و آن ربْ رب [ ديگر ] داشتن ، به جاى خدا غيرخدا را پرستش كردن . از نظر ما اينها را نمىشود بر اساس نظامهاى اجتماعى توجيه كرد كه مثلًا نظامات اجتماعى ايجاب مىكند كه يك وقت مردمى مشرك باشند ( مشركِ به اصطلاح قرآن ) ، اگر جامعه دوقطبى شد مردم مشرك مىشوند ؛ چون مشركِ به اصطلاح قرآن معنايش دوخدايى نيست . همينطور مسئلهء منافقين كه قرآن خيلى روى آن تكيه مىكند و ما نبايد منافقين را در رديف مشركين قرار
--> ( 1 ) قدر مسلّمش سيزده سوره است . ( 2 ) بقره / 3 . ( 3 ) بقره / 6 . ( 4 ) بقره / 8 و 9 . ( 5 ) به آن معنا كه عرض كردم ، يعنى آن كه غيرخدا را جاى خدا قرار مىدهد خواه دوخدايى يا سه خدايى و يا يك خدايى باشد .